Saturday, May 23, 2009

پیروزی احمدی نژاد = تایید گشت های ارشاد


از داغ ترین مباحث مطرح شدن توسط کاندیداهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، موضوع «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» است. طرح ارتقای امنیت اجتماعی، طرحی است که  دو سال پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد آغاز به کار کرد.

 «سردار رادان»، فرمانده سابق تهران، یکی از مدافعان سرسخت این طرح بود به نحوی که آشکارا از برخورد فیزیکی با زنان و جوانانی که پوشش آنان از دید اصولگرایان مناسب نبود، می پرداخت. این رویه در تضاد آشکار با نوع گفتمان مسوولان انتظامی در زمان حضور «محمدباقر قالیباف» در فرماندهی نیروی انتظامی بود. وی امروزه که کاندیداهای انتخابات، یکی نخست وزیر دوران جنگ، و دیگری یکی از روحانیون با نفوذ،  به صراحت از این طرح انتقاد می کنند و وعده جمع کردن گشت های ارشاد را در صورت پیروزی در انتخابات می دهند، کمتر در رسانه ها ظاهر و از طرح امنیت اجتماعی دفاع می کند.                                                         

                                                                                       

«محمود احمدی نژاد» نیز با علم به اینکه مخالفت او با ادامه طرح امنیت اجتماعی، به قیمت از دست دادن حامیان اصولگرایش می شود، تا کنون، نگفته است که اگر رییس جمهوری ایران شود، با ادامه این طرح چه خواهد کرد. وی همچنین می داند که اگر بخواهد با طرح امنیت اجتماعی مخالفت و نحوه فعالیت خشن گشت های ارشاد مخالفت کند، دیگر جوانان کوچکترین اعتقادی به وعده های مطرح شده از سوی او نخواهند داشت.  چرا که وی یکبار، به اعتبار سخنانی که در انتخابات جریان پیشین، مطرح کرده بود، و البته به آن عمل نکرد، حمایت مردم و جوانان را بدست آورد: محمود احمدی نژاد، به  صراحت در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود «مگر مشکل مملکت ما پوشش و مدل موی جوانان است».

 روزنامه کیهان نیز، به عنوان بلندگوی ولی فقیه و مهمترین رسانه اصولگرایان، که همچون دیگر نهاد ها وتشکل های جناح راست به اجبار بر روی محمود احمدی نژاد سرمایه گذاری کرده، از حامیان اصلی ادامه طرح امنیت اجتماعی، به شکل فعلی است. رویه کیهان و شخص مدیر مسوول آن، «حسین شریعتمداری» به عنوان نماینده ولی فقیه،  نشان داده است که مهمترین بخش طرح امنیت اجتماعی از دید رهبری و جناح راست، همان بر خورد با زنان و جوانان و جستجو در امورشخصی و روابط خصوصی مردم است.

 این روزنامه،  به نمایندگی از ولی فقیه، بیش از پیش، به کاندیداهایی که با شعار های حقوق بشری به مخالفت با طرح امنیت اجتماعی پرداخته و وعده جمع آوری گشت های ارشاد را داده اند حمله کرده است. همانطوری که مسوولان و مقامات نیروی انتظامی هر از چند گاهی، اینگونه عمل کرده اند. همچنین کیهان آشکارا، به رغم اینکه از بودجه بیت المال بهره می برد، به حمایت آشکار از یک کاندیدای خاص، یعنی محمود احمدی نژاد پرداخته است.

 لذا می توان نتیجه گرفت که حمایت جناح راست از ادامه طرح امنیت اجتماعی به شکل کنونی آن، و مخالفت آنان با این سخن کاندیداهای اصلاح طلب که وعده جمع آوری گشت های ارشاد را داده اند، به این معنی است که از دید آنان، انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد، به عنوان رییس جمهوری ایران، به معنای تایید گشت های ارشاد خواهد بود.

  پیروزی دوباره محمود احمدی نژاد، به حکومت امکان سو استفاده از آرای مردم را مبنی بر ادامه حضور گشت های ارشاد نیروی انتظامی را خواهد داد حتی اگر رای دهندگان به محمود احمدی نژاد نظری مخالف داشته باشند.

 

 

 

 

Monday, April 27, 2009

نامه ابراهیم نیوی به وزیر ارشاد محمود احمدی نژاد: آقای صفار هرندی! افتخار نکنید که نویسندگان تان فراری اند

آقای صفار هرندی! افتخار نکنید که نویسندگان تان فراری اند

chaplin-dictator.jpg

جناب آقای صفار هرندی
وزیر محترم ارشاد اسلامی

به گفته خبرگزاری جمهوری اسلامی، معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد به استناد تبصره 8 ماده 9 قانون مطبوعات به روزنامه اعتماد تذکر شدید داده است. گفته شده است که علت دادن این اخطار به روزنامه اصلاح طلب اعتماد درج مصاحبه با من، سید ابراهیم نبوی، در صفحات ضميمه يکشنبه روزنامه اعتماد بوده است. بنا به نوشته خبرگزاری مذکور من "یک عنصر ضدانقلاب فراري"، و " يکي از هرزه نويسان" هستم که " سابقه اهانت هاي مکرر به مقدسات و مردم را در کارنامه خود" دارم.

در همین رابطه، موارد زیر را به استحضار می رسانم

اول: خبرگزاری مذکور که زیر نظر وزارت مذکور تر ارشاد فعالیت می کند، نوشته است که من " ضد انقلاب فراری" هستم، در مورد بخش اول که من " ضد انقلاب" هستم، هیچ اعتراضی ندارم، چرا که من مخالف انقلابی دیگرم و شما با زد ن این تهمت نمی توانید اتهام خودتان را پنهان کنید که ضد انقلابی هستید که به ظاهر از آن دفاع می کنید. اگر نبودید وضعیت مملکت را به این روز نمی انداختید و اجماعی از اهل اندیشه ایرانی علیه خود و اجماعی از اهل اندیشه جهانی را علیه جمهوری اسلامی برنمی انگیختید.

دیگر این که مگر اکثر دستگیر شدگان و متهمان به عنوان " انقلابی" نرم و مخملی و برانداز و ورانداز و عنکبوتی و غیره دستگیر نمی شوند؟ شما هم با انقلابیون مشکل دارید و هم با ضد انقلابیون؟ من اگر واقعا از مخالفان انقلاب 57 بودم، الآن یا مثل آقای مصباح همه کاره مملکت بودم، یا مثل آقای زاهدی که فرق انقلاب و گوجه فرنگی را نمی فهمد و تا بهمن سال 1358 هنوز اسم آیت الله خمینی را نشنیده بود، وزیر بودم و یا مثل آقای کوچک زاده مهم ترین وکیل حامی دولت از تهران تا یک سال بعد از انقلاب هنوز سردرد صبح انقلابم خوب نشده بود، و من هم لابد وکیل تهران بودم.

دوم: دیگر اینکه من از نظر آن وزارت فخیمه به عنوان " فراری" شناخته شده ام. خوشا به حال آن وزارت فرهنگ و ارشادی که من نویسنده آن کشور که نویسنده بعد از انقلابم و 47 کتابم در جمهوری اسلامی به چاپ رسیده و از همان وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز گرفته ام، از دستش فراریم! خوش به حال وزارت خانه ای که نویسنده ای را که سه بار در سه سال متوالی، از وزیر قبل از خاتمی تا وزیر عصر خاتمی به او جایزه بهترین طنزنویس مطبوعات کشور را داده اند، از کشورش فراری داده است! البته این در برابر افتخارات بزرگ تر دولت شما چیزی نیست.

دولتی که طنزنویس و نویسنده اش از آن فراری باشد، می خواهد به چه افتخار کند؟

البته بگویم که قتل این خسته به شمشیر شما تقدیر نبود، وگرنه چه کارمی خواستید بکنید که نکردید تا من و دهها چون من خانه بنشینند و قلم را غلاف کنند و ضد حکومتشان شوند؟ البته پوست ما کلفت تر از این چیزهاست. آرزوی تان را مزمزه می کنید؟ دوست داشتید ما برویم و به صف دراز کسانی بپیوندیم که منتظر سقوط جمهوری اسلامی هستند تا به سر زندگی برگردند. اما من فقط منتظر آن روز هستم که از داخل صندوق رای – نه از حمله دشمن و نه از کودتا و انواع انقلاب – شما سرنگون شوید و فقط بتوانم سرم را روی بالش خودم بگذارم بی آن که بچه هایم تنشان بلرزد.

اما نشد . نقشه تان نگرفت. عصبانیت تان از همین است. اگر صد سال دیگر هم در بلژیک بمانم که نمی مانم، باز هم ما نیستیم که می رویم. ما صاحب فرهنگ و ادب آن مرز و بومیم. صاحب آن کشور منم نه شما. تو میزت را بگیرند هیچ می شوی. من میزم را گرفته اید. خانه ام را، خیابانم را. کوچه ام را. اما چون سوژ ه طنزهایم شمائید تا ابد هستم. وقتی هم ماموریت خاکیم تمام شد باز کتاب هایم هست. مگر شما ایرج پزشکزاد را بیرون نکردید؟ مگر او را ضد انقلاب نخوانده اید؟ مگر روزگاری کمر به کشتنش راست نکردید؟ اما او در خانه هر ایرانی زنده است. من هم شاگرد مکتب اویم.

من همیشه در گوشه همه کتابخانه های ایران هستم، حتی گوشه کتابخانه اتاق خودتان. فقط در سال 1379 تعداد 140 هزار نسخه از کتابهای من در ایران منتشر شده است و یکی یکی این کتاب ها نشان می دهند که من هستم. نه چون من منم، من هستم، چون قلم حرمت دارد .

سوم: در نوشته خبرگزاری جمهوری اسلامی نوشته شده است که من یکی از " هرزه نویسان" هستم. از وزارت ارشاد می خواهم به نویسنده بی ادبی که به آن وزیر و آن حکومت و آن دولت چنین اتهامی زده است و کسی را که سه سال به عنوان بهترین طنزنویس مطبوعات ایران انتخاب شده است، به عنوان هرزه نویس نام برده، تذکر بدهد و از او بخواهد حداقل احترام متولی خودش را نگاه دارد. من که هرزه نویس باشم، تکلیف بقیه چیست؟ از ده نفر رهبران اول جمهوری اسلامی در طول این بیست سال که بر مسند قدرت بوده اند، حداقل هشت نفرشان شخصا از قلم من با احترام یاد کرده اند. تاکید می کنم که دفاع من از این نیست که چرا به قلم من اهانت می کنید؟ من از حیثیت طنز دفاع می کنم.

طنز من هرزه نیست بلکه نوشته سرکار خانم فاطمه رجبی هرزه است.دروغ گوئی و آمار دروغ دادن و مردم فریبی هرزه است. در دنیا خود و ایرانی را مسخره کردن هرزه است.

چهارم: در اطلاعیه خبرگزاری نوشته شده است که من " سابقه اهانت هاي مکرر به مقدسات و مردم را در کارنامه خود" دارم. این در حالی است که من اصولا اهل شوخی با مقدسات به معنایی که در تمام جهان و ایران مصطلح است، نیستم. چگونه است که من پانزده سال در آن کشور طنز نوشتم و دو بار هم بازداشت شدم، اما هرگز کسی اتهام توهین به مقدسات را به من نزد؟ آیا مدیر عامل صدا و سیما و نماینده مشهد در مجلس و دربان قوه قضائیه و فلان مسوول وزارت راه و ترابری جزو مقدسات کشور هستند؟ من که جز انتقاد از این افراد حرفی نزدم؟ البته می دانم که از نظر شما مخترع هاله نور و نویسنده معجزه سوم از مقدسات هستند. من به مقدسات شما هم هرگز توهین نکرده ام چون توهین را شایسته انسان نمی دانم اما نقد کرده ام تازیانه کشیده ام افشا کرده ام. گناهم همین است وگرنه اگر کمی قلم را گردانده بودم الان ... نه نمی نویسم چون این را روا ندارم که نان کس ببرم.

البته که وقتی رحیمی کارمند ریاست جمهوری و بزرگ ترین عامل تقلب در انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی [ که انتخابات استانش با آماری صد و چهل درصد جمعیت اعلام شد و کسی چنین شهامتی نکرده است در سی سال گذشته ] برای پوشاندن سیئات اعمال خود اعلام می کند پیامبر مانند آقای احمدی نژاد ظهور می کند، یا رئیس جمهور در حضور آیت الله جوادی آملی خودش را در هاله نور تعریف می کند، یا روزنامه کیهان دعای رئیس جمهور را عامل باران های اخیر می خواند، لابد شوخی با رئیس جمهور توهین به مقدسات است. البته در کشوری که مراجع دینی اش را ساده لوح و عامل دشمن می خوانند، طبیعی است که هاله نور را دور مقام اجرایی کشور بکشند که زبان در کام بماند و قلم در نیارم. من با اهل سیاست شوخی دارم و شوخی می کنم و این شیرین ترین کاری است که با آنان می شود کرد، اما وقتی خود من ادب را در حوزه دین رعایت می کنم، چه حقی دارید که به من چنین اتهامی بزنید؟ خداوند این همه زحمت می کشد تا عیب ما را بپوشاند و وزارت ارشاد این همه پول مصرف می کند تا خصلتی را که نداریم به عنوان عیب مان توی چشم ملت فروکند.

در هر حال، من، ابراهیم نبوی، که توسط همه طنزنویسان موجود و مرحوم سه دهه اخیر به عنوان یکی از طنزنویسان این دیار و از قضا طنزنویس دوران جمهوری اسلامی شناخته شده ام، به رفتار زشت و غیر اخلاقی خبرگزاری جمهوری اسلامی اعتراض دارم و خواستار برکناری مسئول این اهانت و این شیطنت هستم .

برکناری این شخص، چشم شیطان کور و گوشش کر تا دو سه ماه دیگر خود بخود خواهد افتاد، حداقل سعی کنید در این دو سه ماه عرض خود را نبرید و زحمت ما را ندارید.

سید ابراهیم نبوی
هفتم اردیبهشت 1388

Friday, April 3, 2009

مشاور محمود احمدى نژاد و مرگ يك وبلاگ نويس در زندان

پس از مرگ اميدرضا ميرصيافى، وبلاگ نويس 28 ساله در زندان اوين كه به اتهام توهين به آيت الله خمينى و خامنه اى به 2 سال و نيم حبس محكوم شده بود، در وبلاگ على اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتى رييس جمهورى، محمود احمدى نژاد چندين پيام گذاشتم. در اين پيام ها نظر آقاى جوانفكر را جويا شدم كه پيشتر بيشتر پيام ها را منتشر مى كرد. اما اين بار تمام پيام هاى مربوط به اميدرضا ميرصيافى را سانسور كرد  ودر آخرين مطلب وبلاگى اش، خواستار «احیای حیثیت از دست رفته آمریکا ، اصلی ترین ماموریت اوباما» شده است! از همين جا به آقاى جوانفكر مى گويم اين جمهورى اسلامى است كه به خاطر مرگ اين وبلاگ نويس و چند زندانى سياسى ديگر بايد به دنبال حيثيت از دست رفته خود باشد.

سردار رادان : نيروى انتظامى هم صرفه جويى مى كند

سردار احمدرضا رادان، اعلام كرد طبق رهنمود هاى نوروزى مقام معظم رهبرى و فرمايشات ايشان مبنى بر اينكه سال 88 را سال «اصلاح الگوى مصرف» نامگذارى كردند، برادران ما در نيروى‌انتظامى تصميم گرفتند در مصرف «گشت هاى ارشاد» صرفه جويى به عمل آورند.  لذا در اين سال مردم حزب اللهى شاهد حضور كمتر اين گشت ها در خيابان هاى شهر ها مخصوصا در تهران خواهند بود. اما اين به آن معنا نيست كه خواهران هم در مصرف لباس و مانتو و شلوار صرفه جويى كنند واگر نه با آنها به شدت برخورد خواهد شد.البته اگر مايلند، مى توانند امتحان كنند.

Thursday, March 19, 2009

سانسور حقوق بشرى در بى بى سى

شبكه خبرى فارسى بى بى سى، برخلاف صداى‌ آمريكا و راديو فردا خبر درگذشت «اميدرضا ميرصيافى» وبلاگ نويس جوان ايرانى در زندان اوين را منتشر نكرد. اما ساعت ها پس از انتقاد هاى وبلاگى اين رسانه، خبر درگذشت اين وبلاگ نويس را در قالب « درخواست تحقیق درباره چگونگی مرگ یک وبلاگ‌نویس در اوین» منتشر كرد و به اين صورت از اهميت خبر درگذشت اين وبلاگ نويس كه به خاطر مطلبى كه در مورد آيت الله خامنه اى نوشته بود به حبس محكوم شده بود، كاست و آن را بى اهميت كرد

اين براى بار چندم است كه شبكه خبرى بى بى سى فارسى اخبار مربوط به حقوق بشر در ايران را لوث و يا سانسور مى كند و از اين حيث وى او اى - صداى آمريكا - همچنان مرجع است


Sunday, March 15, 2009

علاقه شديد خامنه اى به قطار و راه آهن و چند نكته



در زير سخنانى است كه آقاى‌خامنه اى در رابطه با قطارگفته اند


1- «قطار پيشرفت كشور به سرعت در حركت است اگرچه برخى احساس نمى كنند».

2- «اگر قرار باشد بین راه آهن و هواپیما یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید»

3- پريدن آيت الله خامنه اى از قطار در نزديكى ايستگاه براى خواندن نماز به علت كثيف بودن قطار.(فيلم سخنرانى)

4 - حجت الاسلام و المسلمين قرائتى، مسؤول ستاد اقامه نماز:

در زمان طاغوت، ايشان سفرى با قطار داشتند، به من فرمود: چون «توقف كامل قطار سبب قضا شدن نماز مى‏شد»، من از پنجره قطار بيرون پريدم تا نمازم قضا نشود. (نسل كوثر صفحه 91)

5- دستور آيت الله خامنه اى براى ساخت مسجد در ایستگاههای قطار

6 - وقتي به ايستگاه قطار رسيدم‌، مرا به اتاقي بردند و چند نفري در اطرافم بودند. بعد مرا بردند و در ماشيني نشاندند و يادم نيست كه چشم‌هايم را بستند يا گفتند كه سرم را پائين بيندازم.



پرسشهايى كه مطرح مى‌شود:

1- آقاى خامنه اى علاقه شديدى به قطار دارند. آيا اين يك دليل فرويدى دارد؟

2- آيا وقتى خامنه اى مى‌ گويد سرعت قطار را برخى حس نمى كنند، اين نشان از آن دارد كه خود به خوبى سرعت آن را حس مى كند؟

3- ايشون يك جا مى گويند از قطار به خاطر كثيف بودن آن مى پرند بيرون، اما قرائتى مى گويد ايشون به خاطر اين پريد بيرون چون اگر قطار مى ايستاد، نمازش قضا مى شد. اينجا چند پرسش مطرح مى شود:

الف) آيا خامنه اى دروغ مى گويد يا قرائتى‌ يا هردو؟

ب) آيا خامنه اى دو بار از قطار پريدن بيرون؟

ج) اگر طبق گفته آقاى خامنه اى در نزديكى ايستگاه پريد از قطار بيرون، خوب چرا صبر نكرد به ايستگاه برسد و اگر قطار تازه حركت كرده بود، چرا صبر نكرد نمازش را بخواند بعدا با قطار بعدى حركت كند؟

د) آيا خامنه اى اگر در هواپيما بود از آن هم در نزديكى فرودگاه به پايين مى پريد؟

و) آيا به خاطر اينكه سرعت قطار سنجشون خوب كار مى كنه زود فهميد كه چه زمانى از قطار مى‌ تواند به پايين بپرد؟

4) دليل اينكه خامنه اى مى‌گويد به جاى هواپيما بايد قطار را انتخاب كرد، آيا به اين خاطر است كه ايشون باز تمايل به پريدن از آن دارند؟

5) دستورى كه خامنه اى براي ساخت مسجد در ايستگاه هاى قطار داده است، به چه خاطرى است؟ براى اينكه همه نزديك ايستگاه براى اداى نماز پس از حركت قطار از ايستگاه يا نرسيده به ايستگاه از قطار به پايين بپرند؟

Sunday, March 8, 2009

نظر آيت الله خامنه اى درباره چهارشنبه سورى چيست؟




چهارشنبه سورى

س: نظر جنابعالى درباره چهارشنبه سورى چيست؟
ج) علاوه بر آنکه هيچ مبناى شرعى ندارد مستلزم ضرر و فساد زيادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود

Saturday, January 10, 2009

سخنان حسين درخشان پيش ازترك خاك كانادا به مقصد ايران خطاب به يكي از خوانندگان وبلاگش: وجود روزنامه كارگزاران و شهروند امروز نشان از آزادي بيان هست


سخنان حسين درخشان پيش ازترك خاك كانادا به مقصد ايران خطاب به يكي از خوانندگان وبلاگش در خرداد ماه 1387. بسيار عبرت آموز. اكنون هم حسين درخشان در بازداشت است، هم كارگزاران و هم شهروند امروز توقيف شده اند
 خرداد ۱۳۸۷ | 29 May 2008
 
لينك اصل صفحه 
http://i.hoder.com/archives/2008/05/080529_017414.shtml

------------

randoost می‌نویسد:

Yes go Iran and enjoy the non-existence of freedom of press and other types of freedom over there. Enjoy it as much as you can dude

----------

• Hoder: You apparently have never read Kargozaraan or Sharvand-e Emrooz or Etamad-e Melli or Etemad. Or never even listened to Radio Goftegoo or watched Iranian television to see how much freedom exists in Iran.


ترجمه
رندوست:
بله، برو به ايران و از نبود آزادي مطبوعات و ديگر آزادي ها لذت ببر. تا مي توني لذتش رو ببر رفيق!

حسين درخشان: ظاهرا شما هيچ وقت روزنامه كارگزاران و شهروند امروز يا اعتماد ملي يا اعتماد نخوانده ايد. يا هيچ وقت به راديو گفتگو گوش نداديد يا تلويزيون ايران را نگاه نكرده ايد تا ببينيد در ايران چقدر آزادي وجود دارد.

Friday, December 19, 2008

نقض حقوق بشر در ايران و صربستان

صربستان، كشوري است كه بسياري از مردمانش در زماني كه يوگوسلاوي كشور واحدي بود، دست به كشتار جمعي مسلمانان بوسني و هرزگوين زد. فيلم هاي اين جنايات نيز از تلويزيون جمهوري اسلامي بارها پخش مي شد. جمهوري اسلامي كه خود را هر لحظه و در هر كجا منافع مسلمان را در نظر مي گيرد و حاضر است منافع ملي را فداي منافع ديگر ملل كند، دست به ارسال سلاح و تجهيزات براي اهالي بوسني و هرزگوين زد. پس از برقراري صلح نيز پول نفت ملت ايران و مردم جنگزده خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و بسياري از شهر هاي ديگر ايران و به بوسني برد و در آنجا همانند لبنان بنياد شهيد تاسيس كرد و به دانشجويان بوسني بورس تحصيلي داد تا در قم و تهران به دانشگاه و حوزه روند و خيلي كارهاي ديگر.

روز هجدهم دسامبر، مجمع عمومي سازمان ملل متحد بر اساس گزارشي كه بان كي مون، دبير كل سازمان ملل متحد درباره وضعيت حقوق بشر در ايران تهيه كرده بود، با صدور قطعنامه اي جمهوري اسلامي را به خاطر نقض گسترده حقوق بشر محكوم كرد و از ادامه نقض حقوق بشر در ايران توسط حكومت آخوندي ابراز نگراني عميق كرد. اين قطعنامه با 69 راي موافق در مقابل54 راي مخالف به تصويب رسيد

در بين 69 كشوري كه اعلام كرده اند ايران حقوق بشر را نقض مي كند، نام كشور «بوسني و هرزگوين» به چشم مي خورد و در بين 54 كشوري كه اعلام كرده اند جمهوري اسلامي ناقض حقوق بشر نيست، نام «صربستان» به چشم مي خورد.

اين هم از بركات اين نظام است كه ناقضان ديروز حقوق بشر را (به خاطر نزديكي فكري) تبديل به دوست خود كرده است در و دوستان خود را پس از آن همه سرمايه گذاري اينگونه از دست مي دهد.

Wednesday, December 10, 2008

حسين درخشان، قرباني دعواي علي كردان و حاميانش در ايرنا با احمد توكلي در الف

حسين درخشان شايد قرباني دعواي علي كردان و حاميانش در دولت، و احمد توكلي شده باشد. اگر به خاطر داشته باشيد، اين سايت الف بود كه براي اولين بار بطور گسترده درباره جعلي بودن مدرك علي كردان نوشت. خود حسين درخشان هم نظراتي در مخالفت با وزارت علي كردان داشت.

چندي قبل از انتشارخبر دستگيري حسين درخشان، سايت الف يك مقاله يا هرچيزي به نقل از حسين درخشان مي نويسد، سپس خبرگزاري ايرنا كه امروزه دست كيهاني ها و فرد ديگري به نام «ياسر مرادي»، روزنامه نگار سابق همشهري، خورشيد، و نهاد رياست جمهوري، افتاده كه خبرگزاري رسمي دولت را در حد يك رجانيوز پايين آورده اند، در ستون زمزمه كه همان كاركرد ستون اخبار ويژه روزنامه كيهان را دارد، عليه سايت الف مي نويسد كه الف در اقدامي تامل بر انگيز نوشته اي از حسين درخشان، را تيتر نخست خود انتخاب كرد و حسين درخشان را دوست اسراييل معرفي كرد. جدا از مسخرگي اين خبر ايرنا كه به قصد حالگيري بوده، (تصور كنيد رويترز هم چنين كاري مي كرد) اين اقدام بازداشت حسين درخشان را در پي داشت.

Tuesday, October 28, 2008

حذف ناشيانه خبر ارسال سلاح به تروريست هاي منطقه از سوي خبرگزاري دولتي برنا

خبر ارسال تسليحات از سوي جمهوري اسلامي به «ارتش هاي آزادي بخش منطقه» كه خبر آن ابتدا در خبرگزاري هاي ايران وسپس در خبرگزاري هاي خارجي پوشش يافت، از سوي اكثر خبرگزاري هاي داخلي حذف شد. بسياري از آنان جمله مربوط به ارسال سلاح به ارتش هاي آزادي بخش را حذف كردند اما در اين ميان، از همه ناشيانه تر اقدام خبرگزاري برنا است كه بصورتي غير حرفه اي اين جمله را حذف كرده است برنا مي نويسد
وي گفت: امروز نه تنها نيروهاي مسلح ما خودكفا شده‌اند.  اين سكته ناقص در جمله كاملا آشكار مي سازد كه بخش دوم سخنان سردار همداني بطور كامل كه مربوط به ارسال سلاح به ارتش هاي به اصطلاح آزادي بخش است، از سوي ويراستار يا خبرنگار برنانيوز بطور عجولانه حذف شده است. جمله كامل سردار همداني به اين صورت بوده
جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج تاکيد کرد: امروز نه تنها نيروهاي مسلح ما خودكفا شده‌اند، بلكه ارتش‌هاي آزادي بخش منطقه نيز بخشي از تسليحات خود را به وسيله ما تأمين مي‌كنند
براي جلوگيري از حذف اين مورد از خبرگزاري برنا، تصوير خبر را هم در سايت قرار مي دهيم


Friday, October 24, 2008

افزايش اخبار جعلي خبرگزاري فارس

خبرفارسی: خبرگزاری فارس امروز خبر اقدام مسافری مست در هواپیما كه در حالت مستی گفت می خواهد هواپیمایی روسی را برباید را با تیتر اشتباه « یك فروند هواپیمای مسافربری روسیه ربوده شد» و در قالب  خبر فوری بر روی تلكس خبری خود گذاشت. اين هواپيما هيچگاه ربوده نشد اما خبرگزاری فارس به جای جبران این اشتباه خود 45 دقیقه بعد خبری دیگر را با  تیتر «رباینده هواپیمای مسافربری روسیه دستگیر شد» در تلكس خبری و در صفحه اول سایت خود قرار داد.

گفتنی است شبكه خبری سی.بی.اس در این باره اعلام كرد مردی كه قصد ربودن هواپیما را داشته، دارای سابقه روانی بوده و با فریاد الله و اكبر خواستار تغییر مسیر هواپیما از بندر سوچی به وین بوده است. برخی رسانه های دیگر از جمله خبرگزاری اینترفكس گزارش كردند كه وی مست بوده و توسط شماری از مسافران مهار شد.

خبرگزاری فارس در هفته های گذشته نیز خبر جعلی فرود اجباری یك هواپیمای نظامی آمریكایی  در ایران را منتشر كرد كه به جای اذعان به اشتباه خود، دست به انتشار اخبار متناقض دیگری زد. 

Saturday, October 4, 2008

تبريك كيهان به روزنامه خورشيد پس از شهوت ران خواندن خبرنگارانش


خبر فارسی: روزنامه كیهان ورود روزنامه دولتی خورشید را به جرگه مطبوعات تبریك گفت. تبريك اين روزنامه در حالی منتشر مي شود كه «كیهان» در تاریخ 19 شهریور با انتقاد از روزنامه «خورشید» به خاطر به كار گیری روزنامه نگارانی كه در مطبوعات اصلاح طلب سابقه فعالیت دارند، شماری از آنان را شهوت پرست نامیده بود. این مطلب علاوه بر دو صفحه داخلی روزنامه (صفحه 2 و 14)، در صفحه نخست روزنامه كیهان نیز انعكاس یافت. كیهان در این بین بیشترین حمله خود را به پژمان راهبر، دبیر انتخابی سرویس اجتماعی روزنامه خورشید در آستانه انتشار آن نشانه گرفته بود. وی از روزنامه نگاران با سابقه ایران است كه شهرتش در افزایش تیراژ نشریاتی كه با آنها سابقه همكاری داشته، موجب شد تا مسوولان روزنامه دولتی خورشید به استخدام وی ترغیب شوند.

گفته می شود اختلاف شخصی یكی از خبرنگاران روزنامه كیهان با پژمان راهبر، موجب انتشار مطلب انتقادی كیهان بوده است.

كیهان در 19 شهریور 1387

«اصلاح طلبان تندرو» در روزنامه حامی «اصول گرایان» چه می كنند؟! «خورشید» برای چه كسانی می درخشد؟!

برخی از مسئولان تیم رسانه ای انتشار «نشریات زرد» و «اصلاح طلب» كه با روزنامه های توقیف شده مانند «شرق» و «آفتاب امروز» همكاری داشتند و انتشار یك دوره از هفته نامه توقیف شده «تماشاگران» و ماهنامه «نسیم هراز» را در كارنامه خود دارند و به «باج گیران مطبوعاتی» شهرت یافته اند، سر از روزنامه دولتی و جدیدالتاسیس «خورشید» درآوردند!!!
یكی از مسئولان این تیم كه بنابر نوشته هایش، به سبب ایرانی بودن احساس حقارت می كند، اكنون در سمت دبیر سرویس اجتماعی روزنامه «خورشید» مشغول به كار است. وی در هنگام تبلیغات دور دوم نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به دستور عناصر تندروی اصلاح طلبان و با صدور بیانیه های عمومی، علیه كاندیدای اصول گرایان تجمعات و تبلیغات بسیاری را به راه انداخت.
حضور خبرنگاران و روزنامه نگاران دارای هویت و شناسنامه مشخص جریان اصلاح طلبی افراطی در برخی از بخش های روزنامه «خورشید» در حالی است كه این روزنامه با بودجه دولتی، توسط سازمان تامین اجتماعی و موسسه فرهنگی «آتیه» منتشر می شود و خود را رسانه حامی دكتر احمدی نژاد و دولت اصول گرا معرفی می كند!
روزنامه «خورشید» رویكرد اجتماعی را به مثابه اصلی ترین هدفگذاری رسانه ای خود برگزیده است و شگفت آور اینكه دبیر سرویس اجتماعی و برخی از همكاران این روزنامه از سال های آغازین اصلاحات در روزنامه های زنجیره ای فعال بودند و سپس براساس تئوری های رسانه های سكولار، با ورود به «نشریات زرد» رویكرد ترویج ستاره های فاسد هنری و سینمایی، نشر خاطرات زندگی خصوصی هنرپیشه ها، ورزشكاران و... را پی گرفتند.
«
پژمان راهبر» مسئول سرویس اجتماعی روزنامه «خورشید» كار خود را با هفته نامه های مبتذل آغاز كرد. وی همواره در نشریات اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای مانند «آفتاب امروز»، «حیات نو»، «شرق» و... حضور داشته و اكنون نیز در جلسات دفتر مركزی «حزب مشاركت ایران» حضور می یابد. «پژمان راهبر» بعدها به واسطه حمایت مدیران رسانه ای اصلاح طلب پله های ترقی را بالا رفت و به سردبیری یك روزنامه ورزشی رسید.
«
راهبر» مدتی هفته نامه توقیف شده «تماشاگران» را اداره می كرد كه این نشریه در دوره مدیریت وی یكی از مستهجن ترین نشریات پس از انقلاب اسلامی است. پس از توقیف «تماشاگران»، وی سردبیری نشریه «نسیم هراز» را برعهده گرفت و در آن با استفاده ابزاری از تصاویر زنان و بازیگران زن سینما، به رواج فحشای زیرپوستی رسانه ای دست زد كه مستندات آن در روزنامه «كیهان» موجود است.
«
پژمان راهبر» (مدیر فعلی سرویس اجتماعی روزنامه خورشید) در دور دوم انتخابات سوم تیر 1384، بیانیه ای را در كنار چهره هایی چون «مصطفی تاج زاده»، «محمد عطریانفر»، «عمادالدین باقی»، «فاطمه حقیقت جو»، «مراد فرهادپور» (نویسنده لائیك) و... صادر كرد و در آن بیانیه از مردم خواستند تا با حضور در میادین شهرها مانع پیروزی دكتر احمدی نژاد شوند! براساس همین بیانیه، «پژمان راهبر» در ساعت 6 روز اول تیرماه 1384 در كنار محمد قوچانی، سعید لیلاز، سیامك رحمانی و... در میدان ولی عصر تهران تجمعی را به حمایت از كاندیدای رقیب دكتر احمدی نژاد به راه انداخت.
دبیر سرویس اجتماعی روزنامه خورشید كه هم اكنون نیز با «حزب مشاركت ایران» در تعامل است، به گزارش خبرگزاری های رسمی كشور، در روز 12 شهریور 1387، وی در نشست دفتر مركزی این حزب حضور یافت و در جلسه ای دو ساعته با حضور «محسن صفایی فراهانی» (از عناصر تندروی مشاركت) و سیامك رحمانی (یكی از همراهان وی در تجمع 1 تیر 84) شركت كرد.
گفتنی است برای چنین روزنامه نگارانی، «هدف» و «عقیده» اصالت ندارد. آنان نه به «اصلاح طلبان» اعتقاد دارند و نه به «اصول گرایان»، چرا كه برای این جماعت، اصالت در سود، ثروت، لذت، شهوت و شهرت است. هر جا كه فرصتی مهیا باشد، زمینه اقتصادی ای فراهم باشد و قدرت حاكم یا كارفرمای سرمایه دار به اینان چراغ سبز نشان دهد، سر و كله شان پیدا می شود.
حتی در عالم حرفه ای، این روزنامه نگاران در میان همكاران خود مطرودند، چرا كه تحلیل ها و گزارش هایشان، دارای اعتبار نیست. این روزنامه نگاران، برای پیوند با قدرت های اقتصادی، مدام معیارها و اعتقادات فكری خود را تغییر می دهند و از همه ارزش های حرفه ای شان عدول می كنند تا خود را با كارفرمایشان تطبیق دهند. این عدول مدام از معیارهای حرفه ای و استاندارد برای تطبیق با صاحبان رسانه، نهایتاً به بی اعتباری این جنس از روزنامه نگاران می انجامد.
بنابراین، استفاده از این «تیم»، نه توجیه ایدئولوژیك و ارزشی دارد و نه توجیه حرفه ای و كاربردی. چرا كه اینان اولاً كمترین نسبتی با آرمان های انقلاب ندارند و از این حیث حضورشان در رسانه ای كه با بودجه بیت المال اداره می شود، سخت قابل پرسش و تأمل است. از دیگر سو، این «تیم» اعتبار حرفه ای در عالم رسانه نیز ندارد، چرا كه اینان مدام از معیارهای حرفه ای خود به نفع دستمزدهای كلان از سوی هر كسی، عدول می كنند و به هیچ شاخص و استانداردی در نوشتارهای خود پایبند نیستند.
جالب است كه آقای راهبر این روزها با حضور در برنامه شبكه یك سیمای صبحگاهی نیز همه روزه به عنوان كارشناس ورزشی افاضاتی می فرمایند!
حضور چنین عناصری، تنها به سرویس اجتماعی روزنامه «خورشید» محدود نمی گردد. برخی از اعضاء كمپین زنانه «یك میلیون امضاء»(!) و فمینیست های دوآتشه كه سابقه زندان و پیگرد قضایی دارند نیز در زمره همكاران این روزنامه بودند.
در این میان، البته سخنی با وزیر محترم رفاه در میان است، چرا كه روزنامه «خورشید» با بهره از منابع مادی «سازمان تامین اجتماعی» منتشر می گردد و هزینه های سنگینی را بر دولت تحمیل كرده كه میزان آن در «كیهان» موجود است.
وزیر محترم رفاه كه خود از شخصیت های دلسوخته اند حتما می دانند فعالیت رسانه ای و كار فرهنگی آن هم در جمهوری اسلامی ایران كه آرمان های متعالی اسلامی بر آن حاكم است و مورد تقاضای مخاطبان است، فعالیتی تخصصی به شمار می رود كه نشانی از آن در حوزه مدیریت روزنامه «خورشید» به چشم نمی خورد.
وزارت رفاه باید به این پرسش پاسخ دهد كه چرا بودجه بیت المال را در این دوره حساس اقتصادی خرج روزنامه ای كرده است كه برخی كاركنان و مدیران تحریریه آن نسبتی با این مردم و انقلاب ندارند؟! چرا پول مردم را نه فقط هدر می دهید، بلكه علیه همین مردم نیز به كار می گیرید؟ در حالی كه وظیفه شما انتشار روزنامه نیست. چه منطقی مجوز آن را به مجموعه تحت مسئولیت شما می دهد؟! كه برای انتشار روزنامه ای چون «خورشید» كه این مقاله یك سكانس از عملكرد آن است، میلیاردها تومان خرج كنند و آن را هم به پای «دفاع از اصولگرایی» و «دولت اصولگرا» بنویسند؟!

كیهان در 14 مهر 1387

خورشید رسماً به جرگه مطبوعات پیوست

روزنامه «خورشید» رسماً از دیروز به جرگه مطبوعات پیوست.
نخستین شماره این روزنامه اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در شرایطی صبح دیروز روی پیشخوان روزنامه فروشی ها قرار گرفت كه پیش از آن 17 پیش شماره از خورشید به طور غیرمستمر منتشر شده بود.
خورشید كه به صاحب امتیازی سازمان تأمین اجتماعی در 24 صفحه تمام رنگی منتشر شده 8 صفحه آن از جنس كاغذ گلاسه و دارای صفحات سیاست، جامعه، شهر، حادثه، گزارش، تلویزیون و سرگرمی، دیپلماسی، سلامت، ورزش ایران و جهان، اقتصاد و بورس و... است.
«خورشید طلوع كرد» تیتر یك نخستین شماره روزنامه خورشید است كه ساختار و قالب بندی صفحه نخست آن كمی متفاوت تر از سایر روزنامه های سراسری كشور بوده و در نیم صفحه پایین آن نیز در اقدامی نوین، عناوین صفحات جامعه، ورزش، اقتصاد و فرهنگ به همراه تصویر كوچكی از هر صفحه به نمایش درآمده است.
این شماره روزنامه خورشید با سرمقاله ای به قلم حسینعلی ضیایی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی با عنوان «خورشید در خدمت توسعه فرهنگی تأمین اجتماعی» منتشر شده كه در بخشی از آن آمده است: این روزنامه در چارچوب برنامه های نوسازی سازمان تأمین اجتماعی و به منظور بالا بردن سطح دانش و آگاهی آحاد مردم به صورت عام و بیمه شدگان، كارفرمایان و مستمری بگیران به صورت خاص از وظایف، خدمات و آشنایی بیشتر آنها با حقوق حقه خویش در گستره كشور منتشر می شود.
نخستین شماره خورشید همچنین دارای یك ویژه نامه حاوی مطالب 17 پیش شماره قبلی و یك ضمیمه 16 صفحه ای اقتصادی است. كیهان ورود «خورشید» به صحنه مطبوعات كشور را به همكاران خود در آن روزنامه تبریك می گوید و برای آنها آرزوی توفیق دارد.

نگرانی جمهوری اسلامی از كاهش قیمت نفت و كسری بودجه


خبر فارسی:نفت بیش از حدی از سوی تولید كنندگان روانه بازار شده و قیمت هر بشكه زیر 100 دلار بسیار پایین است. وزیر نفت جمهوری اسلامی، غلامحسین نوذری در یك كنفرانس انرژی امروز 14 شهريورماه در تهران به خبرنگاران گفت اعضای اوپك باید به سقف تعیین شده تولید نفت پایبند باشند تا از وضعیت عرضه بیش از حد نفت از این بدتر نشود.

افزایش قیمت سوخت و بحران وضعیت اقتصادی در آمریكا، باعث شده تا قیمت نفت كاهش یابد. كارشناسان می گویند بحران اقتصادی آمریكا كه تاثیر خود را در اقتصاد اروپا نیز گذاشته، حاكی از آن است كه اقتصاد كشور های مصرف كننده نفت به دلیل بحران و ركود نسبی نیاز كمتری به مصرف نفت خواهد داشت.

گفتنی است «محسن خان» مدیر بخش خاورمیانه و آسیای مرکزی صندوق بین المللی پول در شهريور ماه 1387 گفت «اگر قیمت هر بشكه نفت از از 90 دلار كمتر شود، ایران با كسری بودجه مواجه می شود». این در حالی است كه به گفته وي، در حالی كه قیمت نفت از 49 دلار كمتر شود، عربستان سعودی با كسری بودجه مواجه می شود. به گفته منتقدان دولت محمود احمدی نژاد، دولت او با احتساب قیمت های بالاتر برای نفت در هنگام تنظیم بودجه، وابستگی بودجه كشور را به نفت افزایش داده است.

طرح حضور ديپلمات های آمريكا در تهران كنار رفت

خبر فارسی:دولت جرج بوش، رییس جمهوری آمریكا طرح فرستادن دیپلمات های آمریكایی برای فعالیت در دفتر حافظ منافع خود در تهران را كنار گذاشت. یك منبع آگاه به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت، این طرح به خاطر جلوگیری از گمانه زنی ها مبنی بر تبلیغاتی بودن این اقدام به نفع یكی از كاندیداهای ریاست جمهوری آمریكا كنار گذاشته شد. تهران پیشتر گفته بود در صورت ارائه درخواست رسمی از سوی واشنگتن، اجرایی شدن این طرح را بررسی می كند.

سناتور باراك اوباما از حزب دموكرات خواستار گفتگوی بدون پیش شرط با مقامات جمهوری اسلامی شده، ایده ای كه سناتور مكین، نامزد دیگر پست ریاست جمهوری آمریكا از حزب جمهوری خواهان آن را رد كرده است.

گفتنی است دفتر حافظ منافع آمریكا در سوییس بدون حضور كارمندان آمریكایی و بدون ارائه خدمات روادید به متقاضیان فعالیت می كند در حالی كه دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در سفارت پاكستان واقع در واشنگتن از كارمندان ایرانی برخوردار است و به صدور ویزا برای متقاضیان آمریكایی مبادرت می ورزد.

Wednesday, October 1, 2008

پل خواجو یكی از ده پل شگفت انگیز جهان


خبر فارسی: خبرگزاری رویترز در يك گزارش كه در تاريخ26 سپتامبر به چاپ رساند، از پل خواجو در شهر اصفهان به عنوان یكی از ده پل شگفت انگیز جهان یاد كرد. رویترز به گردشگران پیشنهاد كرده است كه از این پلها حتما بازدید كنند.

شمار دیگری از این پلها به عبارتند از لنكاوی در مالزی، پل لئوناردو در نروژ و پل رویال گریدج در ایالت كلورادوی آمریكا

Tuesday, September 30, 2008

سرمقاله آفتاب يزد: صداقتش همه را كشته

آفتاب يزد: در چند سال اخیر اتفاقات فراوانی در كشور روی داده است كه هر یك از آنها به تنهایی می‌تواند صداقت بعضی از مدعیان اصولگرایی را زیر سوال ببرد. این مدعیان، با گذشت یك دوره كمتر از چهارساله، آنقدر تغییر كرده‌اند كه شاید تصور آن نه تنها برای یك سیاستمدار متدین بلكه برای هر فرد با تدبیر، مشكل به نظر می‌رسد. در این چهار سال، مذاكره با شیطان در قعر جهنم مجاز شمرده شد و مشكلات معیشتی مردم از اولویت درجه اول خارج گردید. در همین مدت مشخص شد كه نه تنها به خاطر اهانت به مراجع یا بی‌اعتنایی به توصیه‌های آنها، نیازی به كفن پوشی نیست بلكه می‌توان از زبان اصولگرایان به علما توصیه كرد كه فقط در حوزه تخصصی خود دخالت كنند و به آنها یادآوری نمود كه دولت نمی‌تواند بر اساس توصیه‌های مراجع تقلید، برنامه‌های خود را تغییر دهد. در این مدت مشخص شد ماهیت صهیونیستی یا ضد صهیونیستی بعضی از شركت‌های نفتی، در تحریریه بعضی روزنامه‌های مدعی اصولگرایی تعیین می‌شود!به طوری كه اگر دولت خاتمی بخواهد با این شركت‌ها قرارداد ببندد نیمه پنهان صهیونیستی این شركت‌ها افشا می‌شود و اگر همین شركت‌ها در زمان دولت فعلی، فقط به ایران وعده انعقاد قرارداد بدهند نشانه ایستادگی آنها در برابر آمریكایی‌های صهیونیست است. در همین چهار سال مشخص شد كه بعضی احكام شرعی نیز می‌تواند با روش‌های اصولگرایانه، تفسیر و تأویل شود. به طوری كه نه تنها مانند چند سال قبل، كسی از توسعه بدحجابی احساس نگرانی نمی‌كند بلكه می‌توان در روزنامه مدعی اصولگرایی، حجاب اجباری را با بی‌حجابی اجباری رضاخانی مقایسه كرد. ‌ ‌

آخرین نمونه از آزمون صداقت، مربوط به ذوق زدگی بعضی از مدعیان اصولگرایی نسبت به اظهارات فردی است كه نگارنده نه او را می‌شناسد و نه از انگیزه‌های او اطلاع دارد. اما در سال‌های قبل، روزنامه‌های ظاهراً اصولگرا، همواره در حال افشای ماهیت جاسوسی و وابسته او بودند. حتی چندی قبل یكی از همین روزنامه ها، یك جنگ تمام عیار رسانه‌ای را با معاون رئیس جمهور به راه انداخت زیرا به ادعای این روزنامه، آقای معاون رئیس‌جمهور واسطه رفت و آمد این دلال آمریكایی – با ادعای همان روزنامه – به ایران شده بود. اما اكنون كه او به تعریف و تمجید از احمدی‌نژاد می‌پردازد، سخنان او موجب مباهات اصولگرایان می‌گردد و به انعكاس گسترده آن می‌پردازند . این تغییر اصولگرایانه، شباهت بسیاری به ذوق زدگی روزنامه اصولگرا به خاطر تعریف و تمجیدهای خواننده لس آنجلسی – لیلا فروهر– از رئیس جمهور فعلی دارد كه قطعاً نه افتخاری برای آقای احمدی نژاد می‌آفریند و نه در ماهیت آن خواننده لس آنجلسی و این دلال نیویوركی سابق – به تعبیر روزنامه پرمدعا – تغییری ایجاد می كند. اما برای مردم بسیار آموزنده است تا شاهد افتتاح شعبه دیگری از دكان های مدعیان اصولگرایی باشند.

البته كسی نباید نگران این تغییر ظاهری در روش و زبان بعضی مدعیان باشد زیرا به نظر می رسد آنها تغییر ماهیت نداده‌اند بلكه به اقتضای منافع جناحی، هر روز تابلویی بر سر در بازار خود می‌آویزند بدون آنكه تغییری در متاع عرضه شده آنها به مردم ایجاد شود.

اما آنچه امروز می‌تواند موجب نگرانی گردد ایجاد انحراف در سیاست خارجی كشور و نقش اغواگرانه بعضی عناصر مشكوك در این زمینه است. در سال‌های گذشته این بحث بارها مطرح شده است كه از تصحیح روابط ایران با آمریكا و افتادن این روابط در مسیر عادلانه، بیش از هر كس صهیونیست‌ها ضرر خواهند كرد. البته نشانه‌هایی نیز وجود دارد كه ثابت می‌كند عده‌ای از دلالان با نفوذ اقتصادی، مایلند وضعیت فعلی در روابط ایران و آمریكا ادامه پیدا كند تا آنها بتوانند در <شرایط خاكستری اقتصادی> بالاترین سوء استفاده‌ها را انجام دهند. این دو عامل در كنار رفتارهای تفرعن آمیز و غیر مدبرانه ساكنان فعلی كاخ سفید، تاكنون مانع گفتگوی عادلانه و متوازن بین دو كشور شده است. در این شرایط، به نظر می‌رسد بایستی به كسانی كه با برخی ادعاهای اثبات نشده، خود را دارای نفوذ در آمریكا معرفی می‌كنند و ظاهراً به دنبال كاهش چالش بین دو كشور هستند با دیده تردید نگاه كرد. كسی كه ادعا می‌كند <در وزارت خارجه آمریكا به من گفته‌اند احمدی نژاد در ایران 65 درصد محبوبیت دارد> بایستی بلافاصله به او شك كرد. زیرا اگر او آنقدر مورد اعتماد آمریكایی‌ها باشد كه اطلاعات دقیقی در اختیار او بگذارند، قطعا نمی‌تواند به راحتی مورد اعتماد ایران قرارگیرد. اگر هم قرار است هم این فرد را صادق بدانیم و هم سخن آمریكایی‌ها در خصوص محبوبیت احمدی نژاد را نشانه صداقت آنها بپنداریم، چه دلیلی وجود دارد كه مستقیماً با همان آمریكایی‌ها صحبت نكنیم كه صداقت ایشان، همه را كشته‌است؟

امروز زمینه های فراوانی وجود دارد كه آمریكا را نیازمند ایران كرده است . البته زمینه های دیگری هم در سال‌های گذشته وجود داشت كه متاسفانه به دلیل قلیان احساسات ضد آمریكایی بعضی از مدعیان اصولگرایی در ایران، امكان بهره برداری از آنها فراهم نشد اما امروز ظاهراً همه تطهیر شده‌اند و روزنامه اصولگرا به تریبونی برای ترویج دیدگاه‌های كسی تبدیل شده است كه 5 ماه قبل ( اول اردیبهشت ) 87 بر وجود اسناد غیر قابل انكار از وابستگی او به سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریكا تاكید می‌شد. اظهارات اخیر همین فرد، نشان می‌دهد او هنوز با دستگاه‌های آمریكایی ارتباط دارد. پس او تغییر نكرده است و اگر تغییری صورت گرفته باشد، این تغییر ظاهراً در موقعیت آمریكا نزد اصولگرایان است! اگر اینگونه است بهتر است دلالان مشكوك كه به دنبال درآوردن نان از تنور ایران و آمریكا برای خود هستند را كنار بگذاریم . در یك كلام اگر قرار است به صداقت دلالان آمریكایی – بنا بر ادعاهای مكرر اصولگرایان– اعتماد شود بهتر است اعتماد در حدود متعارف دیپلماتیك را برای گفتگوی بی پرده با آمریكایی ها مورد استفاده قرار دهیم . مخاطب این سخن، بیش از هر كس شخص دكتر احمدی نژاد است كه در سه سال اخیر ثابت كرده است اگر لازم باشد بسیاری از سنت‌ها و محافظه كاری های دولت های سابق را كنار می گذارد.

كسانی هم كه نقل قول‌های دلال سابق در انعكاس مواضع وزارت خارجه آمریكا را صادقانه می‌دانند از او بخواهند آمریكایی‌ها را مورد پرسش قرار دهد كه چگونه می‌خواستند شخصیت محبوب 65 درصد مردم ایران را ترور كنند!؟

امروز زمینه های فراوانی وجود دارد كه آمریكا را نیازمند ایران كرده است. البته زمینه های دیگری هم در سال‌های گذشته وجود داشت كه متاسفانه به دلیل غلیان احساسات ضد آمریكایی بعضی از مدعیان اصولگرایی در ایران، امكان بهره برداری از آنها فراهم نشد اما امروز ظاهراً همه تطهیر شده‌اند‌و روزنامه اصولگرا به تریبونی برای ترویج دیدگاه‌های كسی تبدیل شده است كه 5 ماه قبل ( اول اردیبهشت ) 87 همین روزنامه بر وجود اسناد غیر قابل انكار از وابستگی او به سازمان‌های اطلا‌عاتی و امنیتی آمریكا تاكید می‌ كرد. اظهارات اخیر این فرد، نشان می‌دهد او هنوز با دستگاه‌های آمریكایی ارتباط دارد. پس او تغییر نكرده است و اگر تغییری صورت گرفته باشد، این تغییر ظاهراً در موقعیت آمریكا نزد اصولگرایان است! اگر اینگونه است بهتر است دلا‌لا‌ن مشكوك كه به دنبال درآوردن نان از تنور ایران و آمریكا برای خود هستند را كنار بگذاریم . در یك كلا‌م اگر قرار است به صداقت دلا‌لا‌ن آمریكایی - بنا بر ادعاهای مكرر اصولگرایان- اعتماد شود بهتر است اعتماد در حدود متعارف دیپلماتیك را برای گفتگوی بی پرده با آمریكایی ها مورد استفاده قرار دهیم . مخاطب این سخن، بیش از هر كس شخص دكتر احمدی نژاد است كه در سه سال اخیر ثابت كرده است اگر لا‌زم باشد بسیاری از سنت‌ها و محافظه‌كاری های دولت های سابق را كنار می گذارد.كسانی هم كهنقل قول‌های دلا‌ل سابق در انعكاس مواضع وزارت خارجه آمریكا را صادقانه می‌دانند از او بخواهند آمریكایی‌ها را مورد پرسش قرار دهد كه چگونه می‌خواستند شخصیت محبوب 65 درصد مردم ایران را ترور كنند!؟

گزارش شاخص آزادی اقتصادی: ایران در رتبه ۱۵۱

راديو فردا: در جدیدترین گزارش شاخص آزادی اقتصادی که بنیاد هریتج سالانه منتشر می کند، ایران از میان ۱۵۷کشور و پس از بنگلادش و بلاروس در رتبه ۱۵۱قرار گرفته است.

بنیاد آمریکایی هریتج ،واقع در واشینگتن، هر ساله کشورهای جهان را از نظر ده شاخص اقتصادی رده‌بندی می‌کند. در جدولی که این بنیاد همه ساله منتشر می‌کند به هر کشور امتیازی تعلق می‌گیرد و بر پایه این امتیاز جایگاه آن کشور مشخص می‌شود.

در سال جاری میلادی، کشور هنگ‌کنگ با نود امتیاز در صدر این جدول ایستاده است. سنگاپور دوم و ایرلند در رده سوم قرار دارند .

ایران در این جدول با چهل‌وچهار امتیاز در رتبه صدوپنجاه‌و یکم قرار گرفته است، و پس از ایران شش کشور انتهایی جدول، ترکمنستان، میانمار، لیبی، زیمبابوه، کوبا و کره شمالی هستند.

در گزارش سالانه بنیاد هریتج کشورها از نظر ده شاخص مهم اقتصادی بررسی می شوند. این شاخص‌ها عبارتند از آزادی مشاغل، آزادی تجارت، آزادی مالیاتی، حجم دولت، آزادی پولی، آزادی سرمایه‌گذاری، آزادی مالی، آزادی مالکیت، دوری از فساد و آزادی کارگران .

بر اساس ارزیابی این بنیاد در سال ۲۰۰۸ اقتصاد ایران از ۴۴درصد آزادی برخوردار است. امتیاز کلی ایران نسبت به سال گذشته در همین گزارش یک دهم درصد کاهش دارد که عمدتا معلول این است که ایران در شاخص دوری از فساد امتیاز کمتری نسبت به سال گذشته گرفته است.

در گزارش بنیاد هریتج فساد مالی و اداری در ایران «شایع و گسترده» توصیف شده است.

در گزارش آمده است: «سازمان مبارزه با فساد مالی و اداری در ایران کمتر از هزار بازرس دارد که باید بر ۳/۲میلیون کارمند تمام وقت و چندین و چند پیمانکار دولتی که بخش اعظم اقتصاد ایران را در دست دارند نظارت داشته باشند.»

این گزارش کشورهای جهان را برپایه منطقه‌ای که در آن واقع شده‌اند نیز دسته‌بندی می‌کند.

ایران در بین هفده کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قرار گرفته و در میان آنها رتبه شانزدهم را دریافت کرده است. به عبارت دیگر، امتیاز ایران در منطقه نیز بسیار پایین است، و تقریبا یک سوم زیر امتیاز متوسط این منطقه از دنیا قرار دارد.

آن‌چنان که این گزارش می‌نویسد: «ایران نهادهای اقتصادی قدرتمندی ندارد و تنها زمینه ای که امتیاز ایران از امتیاز جهانی بالاتر است در بخش هزینه‌های دولت است».

البته گزارش بلافاصله یادآوری می‌کند که این نشانه ضعف دولت است، نه کارایی آن، از جمله در زمینه نظام حمایتی دولت و کنترل و نظارت بر قیمت ها که به تعرفه ها و تورم دورقمی در ایران منجر شده اند.

Monday, September 29, 2008

كیهان ایرانیان لس آنجلس ضد انقلابند/احمدی نژاد: خواستار دیدار با ایرانیان مقیم لس آنجلس هستم

خبر فارسی: لس آنجلس آمریكا مركز فعالیت عناصر ضدانقلاب فراری به ویژه سلطنت طلبان است.روزنامه كیهان این مطلب را امروز سه شنبه در واكنش به مطلبی از گویا نیوز در ارتباط با انتخابات در ایران نوشت كه گفته بود: «لس آنجلس نشین ها هم ایرانی اند و مگر قرار نبود ایران برای همه ایرانیان باشد. بسیاری از آنها در انتخابات ها رای خود را به نفع اصلاح طلبان به صندوق ریخته اند»

گفتنی است محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی در زمان حضورش در ایالات متحده برای سخنرانی در شصت و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در مصاحبه با لاری كینگ، چهره مشهور شبكه خبری سی.ان.ان یكی از در خواست های خود را حضور در لس آنجلس در ایالت كالیفرنیا اعلام كرده بود. آمریكا به وی اجازه خروج از شعاع 40 كیلومتری مقر سازمان ملل را نداد.

شمارشگر